همهچیز مهیای آن است تا به مفروضات ساختاری ویکتوریا (برندة خرس نقرهای جشنوارة برلین) بدگمان باشیم، انتخاب فیلم برای تعریف کردنِ داستانش در مدتزمان واقعیِ یک پلانسکانس را تضمینی توخالی برای تحققِ رئالیسم و غوطهوری در جهان فیلم بدانیم و آن را صرفاً یک ژست استادمآبانه و متظاهرانة پوچ در نظر بگیریم. فیلم در این دو مهلکه میافتد، اما تا حدودی نیز موفق میشود از آنها بگریزد. [...]
برای مشاهده متن کامل مقاله نیاز به دسترسی ویژه دارید
چنانچه قبلا در سایت عضو شدهاید، وارد شوید، در غیر اینصورت ثبتنام کنید