آنچه در ادامه میخوانید گزارش خلاصه شدهای از نوشتهی جیمز لیهی است که اولینبار مارس 1967 در مجلهی کایه دو سینمای انگلیسی (که عمر کوتاهی داشت) منتشر شد. جوزف لوزی در این متن از روزهای شیرین کار کردن روی تصادف می گوید.
عبارت رایجی که برای «ترافیک» در زبان فرانسه ــ به معنای تردد وسائط نقلیهی موتوری ــ استفاده میشود “La Circulation” است. کلمهی “Trafic” مترادف این کلمه است، اما معنای اول آن «تجارت» و «ردوبدل کردن کالا» است. استفادهی ژاک تاتی از این کلمه برای فیلم سال 1971 اش، که پانورامایی از فرهنگ اتومبیل است، چنین ظرافتی دارد: این عنوانْ نمونهای از استفادهی دوپهلو از واژگان فرانسویـانگلیسی است که تاتی پیش از این هم در فیلم قبلی خود وقت بازی از …
یکی دو سال پیش، وقتی داشتم برای دوست عزیزی با آبوتاب از آخرین سریالهایی که دیده بودم میگفتم، با لبخندی پیروزمند جوابم داد که «یادت هست میگفتی سریال افیون تودههاست؟» دروغ چرا؟ یادم نبود، دیگر برای خودم سریالبینی شده بودم. اما کاملاً میتوانستم خودم را در آن گذشته دورتری تصور کنم که چنین حرفی میزدهام، که سریال و سریالبینی را تحقیر میکردهام. اما بگذارید برای اینکه برسم به روزهای تحقیر سریال، تقویم را به خیلی عقبتر از این حرفها ورق …
سالن کنسرت. شب. خارجی: دوربین در نمایی اسلوموشن از بالا افرادی که دارند از سالن خارج میشوند را قاب میگیرد. شبی بارانیست و همه سیاهپوشند. چترها یکییکی باز میشوند و باندِ صوتی انگار میخواهد از سروصدای این باز شدنها لحظهای حماسی خلق کند. این شروع ارغوان است. بنکدار و علیمحمدی که شیفتهی تصاویر خوشرنگولعابند هرچه بیشتر به داستانگویی روی میآورند کار خرابتر میشود. بهترینِ آنها کماکان شبانه است؛ تجربهای رها در فرم که قصهی تکخطی و فضای توهمیاش بستری مناسب …