موضوع مورد بحث من ارتباط میان در جستجوی زمان ازدسترفتۀ پروست و سرگیجۀ هیچکاک (محصول 1958) است. یافتن هر گونه ارتباط میان دو اثر به خودیِ خود میتواند سرگیجهآور باشد. سرگیجه، که بسیاری اوقات آنرا شاهکار هیچکاک خواندهاند، با سرمشقهای ادبی نظیر حکایت اُرفه و اوریدیس، پیگمالیون و گالاتئا، تریستان و ایزولده، آدم و لیلیث، و فاوست مقایسه شده، اما تا آنجا که میدانم هیچکس ارجاع آشکاری به پروست به عنوان یک منبع محتمل نداده است. توما نارسژاک، یکی از …
سالن کنسرت. شب. خارجی: دوربین در نمایی اسلوموشن از بالا افرادی که دارند از سالن خارج میشوند را قاب میگیرد. شبی بارانیست و همه سیاهپوشند. چترها یکییکی باز میشوند و باندِ صوتی انگار میخواهد از سروصدای این باز شدنها لحظهای حماسی خلق کند. این شروع ارغوان است. بنکدار و علیمحمدی که شیفتهی تصاویر خوشرنگولعابند هرچه بیشتر به داستانگویی روی میآورند کار خرابتر میشود. بهترینِ آنها کماکان شبانه است؛ تجربهای رها در فرم که قصهی تکخطی و فضای توهمیاش بستری مناسب …
کری گرانتِ جوان، در صحنهای به یادماندنی از فیلم کمدی رمانتیک کلاسیک و جاودانۀ هاوارد هاکس، بزرگکردنِ بیبی (۱۹۳۸)، با لباسی زنانه در میانۀ گفتگوی پرشتاب و درهمتنیدۀ زنان خانه، مستأصل روی پلکان نشسته است؛ و سگ کوچک با سروصدای فراوان رو به گرانت که دستانش را زیر چانه گذاشته پارس میکند. سکانسی که آشکارا یکی از وارونهسازیها و شیطنتهای معروف هاکس با مفهوم جنسیت (مردانگی/زنانگی) و جایگاه سنتی مرد و زن در آثارش را ــ که چندسال بعد در …