قهرمانان فضانوردِ جاذبهی آلفونسو کوارون (2013) ــ ساندرا بولاک تازهکار و جرج کلونی کهنهکار ــ که از سفینهی تخریبشدهشان در فضا رها شدهاند، در حال شنا (یا غرق شدن) در یک تنگ ماهی بیاندازه بزرگ به نظر میرسند. اینجا عمق و حجم مفاهیمی توهمیاند. توده بیوزن است. کوارون در این نمایش سهبعدی که بهتر است بر پردههای آیمکس عظیم تماشایش کنید، اختلال در تشخیص موقعیت ــ یا به عبارت بهتر، بازیابی موقعیت ــ را القاء میکند. نام فیلم هم کنایی …
اولین باری که شلی ساختۀ علی عباسی، فیلمساز ایرانی مقیم دانمارک را دیدم، برخلاف آنچه در موردش شنیده بودم، به دلم نشست. جدای از محتوای فیلم، از اینرو که پُسترش بهوضوح به پُستر فیلم بچۀ رزماریِ رومن پولانسکی اشاره میکرد باعث شده بود تا بسیاری به صرف این مشابهت و اینکه بیشک شلی فیلمی کپیبرداری شده است از دیدن فیلم سر باز بزنند یا دیدنش را به تعویق بیندازند. به هر حال، بعد از مواجهه با این موضع گهگاه تند …
اسم فیلم جدیدم تغییر چهره است، به تهیهکنندگی مایکل داگلاس برای استودیوی پارامونت. این فیلم داستان یک پلیس و یک تبهکار است که صورتشان را باهم عوض میکنند، یکجور جابجایی هویت. جان تراولتا نقش پلیس را بازی میکند و نیکلاس کیج نقش آدم تبهکاری که همراه با برادرش در کار بمبگذاری است. در ابتدای فیلم جان تراولتا در تعقیب آنهاست. در پی یک درگیری مسلحانه، برادر فرد تبهکار راهی زندان میشود و نیکلاس کیج بعد از آنکه تیر میخورد، به …
مایکل آلمریدا همیشه علاقه به بازی در زمینی تازه دارد: از تماشای آدمهایش در میان تصاویری سیاهوسفید و اشباعشده با پیکسلهای فراوان در دختری دیگر، سیارهای دیگر (1992) گرفته تا درام خونآشامی نامتعارفش نادیا (1994) که انگار همآمیزی سینمای هال هارتلی بود با دیوید لینچ؛ از احضار شکسپیر در نیویورک قرن بیستویکم در هملت (2000) گرفته تا همین تجربه جدیدش آزمایشگر (2014) که آزمایشها و زندگی یکی از مشهورترین روانشناسان اجتماعی قرن بیستم استنلی میلگرام را به تصویر میکشد.