ماد، سومین فیلم جف نیکولز، اگرچه فیلمی متفاوت از تجربهی پیشین او، پناه بگیر، است اما درسهای بسیاری را از آن آموخته است؛ حتی بیتوجه به اینکه از نقطهنظر شیوهی مواجهه با مادهخامش میتواند معکوس فیلم پیشین نیز خوانده شود. هر دو فیلم با رجوع به طبیعت است که درام جهانهای «مردانه»ی خود را شکل میدهند. جهانهایی مردانه، هرچند در یکی کاملاً شکلگرفته و در دیگری در آغاز و در فرآیند شکلگیری؛ یکی درامپردازیشده با هراسهای آن و دیگری با …
همهی خوبیها و بدیهای تورنتو به کنار، یکی از مهمترین دلایلی که این شهر سرد کانادایی را دوست دارم، ساختمان چهلوشش طبقهی تقاطع خیابانهای کینگ و جان در داونتاون است که نبض سینمایی شهر در آنجا میزند. تیفبِل لایتباکس از پنج سالن سینما تشکیل شده و معمولاً فیلمهای مهم سال را پخش میکند که اکران عمومی نمیشوند؛ گاهی هم دورهی آثار فیلمسازان بزرگ را نمایش میدهد یا نمایشگاههای سینمایی برگزار میکند. این ساختمان و کارکنانش درواقع برگزارکنندگان جشنوارهی بینالمللی فیلم …
درحالیکه غالبِ موزیکویدئوسازانِ دیگر کارکردی در اندازهیِ یک طراحِ گرافیک دارند، میشل گوندری به اتکای شمِّ سرکشِ هنریش، جایگاهی همتراز یک معمار برای خود ساخته است. مثل فرانگ گِری و پیتر آیزِنمن، به گوندری هم در اصل هنگامی نیاز است که قرار باشد کاری حولوحوشِ وظیفهای که تعریفشده انجام دهد، نه اینکه آن را آنطور که باید تمام کند.
آنتونی مان از نوجوانی وارد کار نمایش شد. او تقریباً تمام مدارج را تا رسیدن به غایت فیلمسازی در هالیوود طی کرد؛ چنین سیر تکاملی طول و درازی در کارنامۀ اکثر فیلمسازان کلاسیک دیده میشود. از دستیاری خردهپا در تئاترهای حاشیهای نیویورک تا کارگردانی در نمایشهای مشهور، پس از آن مهاجرت به هالیوود با پیشنهاد کار از سوی دیوید او. سلزنیک و بر عهده گرفتن مسئولیت کارگردانی آزمون بازیگری در فیلمهایی چون بربادرفته و ربکا و دستیاری پرستون استرجس در …