دربارهی جان وو در این سالها بسیار گفته و نوشته شده که او هر چقدر در طراحی صحنههای اکشن استاد است، در بسط و گسترش موقعیتهای داستانی و شخصیتپردازیْ سردستی و شتابزده عمل میکند؛ اینکه او به بهای نادیده گرفتن چفتوبستهای داستانی و خطوط منسجم روایی، بیشتر دلمشغول خلق صحنههای اکشن چشمنواز و غولآساست. البته مبنای قضاوت در اکثر این نوشتهها و نقدها به تجربههای سینمایی او در هالیوود، بخصوص این آخریها شامل مأموریت غیرممکن ۲ (۲۰۰۰)، رمزگوها (۲۰۰۲) و …
در بخشی از فیلم پرستیژ1 اثر کریستوفرنولان (2006) که حول رقابت بین دو شعبدهباز در دههی 1890 میگذرد، بوردِن (کریستین بیل) به انتقاد از رقیب خود میپردازد که پیشرفت کرده اما برتری خود را از دست داده است: «میلتون موفق است، یا چیزی تو همین مایهها، ولی الان ترسیده، بخاطر همین دیگه ریسک نمیکنه. اون داره با این کلکهای خستهکننده و دستِ دوم از حسن نیّت مخاطب سوء استفاده میکنه…»
شاید نولان بخواهد با این جمله رقبای خود را در سینمای …
با ژاک دمی سال 1960 سر فیلم اولش لولا آشنا شدم. از من خواست برایش موسیقی بنویسم. من پیش از آن هم کار موسیقی فیلم کرده بودم؛ آمریکا از منظر یک فرانسوی به کارگردانی فرانسوا رایشنباخ، که اثری بود بسیار عظیم و مهم. ژاک به این واسطه اسم مرا شنیده بود. او سلیقهی موسیقایی خیلی مشخصی نداشت. پس ما برای فیلمهای اولش به این راهکار عالی دست پیدا کردیم: «با هم میریم استودیو فیلمو تماشا میکنیم و همینطور که پیش …
برای سینمای فرانسهٔ آن دوران، سال 1928 به لنگر زدنی در ساحل امنْ پس از سفری پرجوشوخروش میمانَد. مفسّری صائبتر از هانری لانگلوآ برای بیان فشردهٔ این نکته نمیشناسیم: «مصائب ژندارکِ کارل درایر و زوال خاندان آشرِ ژان اِپشتاین نهفقط نقطهٔ غاییِ یک دهه تجربه که برهانی بر وجودش بودند». امروز که نگاه میکنیم پولِ مارسل لِربیه نیز، که با آن لابیرنتهای میزانسنیاش، از فراز داستانِ امیل زولا، یکی از بزرگترین مانورهای سینما (تا همین امروز) را به هدفِ تسخیر …