جیمز گری یک پارادوکس است؛ یک فیلمسازِ ناهمزمان. و منظورم از ناهمزمان چیزهایی از جنس متعارض با روح زمانه، خلاف جریان آب یا حتی شورشی نیست. او هیچکدام از اینها نیست اما عمیقاً ناهمزمان است. نه «فیلمساز متفاوت» است، نه «مستقل»، و نه به طریقِ اولی «رادیکال». او «هالیوودی» است و عمیقاً «سنتی». اما هالیوودی که او بدان تعلق دارد عهدش به سر آمده و سنتی که او تذکرش میدهد مدتهاست که به تعلیق درآمده است. فیلمهای او «جاهطلب» نیستند …
چند سال پیش که داشتم از جادهی تاسکولانا به سمت رُم رانندگی میکردم، چشمم به چیزی افتاد که ظاهراً یک کاتدرال گوتیکِ سربرافراشته در زمینی خالی بود. توقف کردم تا از نزدیکتر نگاهی به آن بیندازم، و متوجه شدم درواقع یک نمونک است که ابعادش کاملاً کوچکتر از اندازهی حقیقی است، و با اینکه چیزی بیشتر از یک نمای دوبُعدی است، کاملاً سهبُعدی هم نیست. بعداً فهمیدم ــ همانطور که باید حدس میزدم ــ در چند مایلی استودیوهای چینهچیتا ایستاده …
سینمای سوم مفهومی توصیفی و تجویزی است که گرچه در عمل با تولد تاریخی «سینمای جهان سوم» در آسیای غربی و شرقی و جنوب شرقی، آفریقا، آمریکای لاتین، و کشورهای حوزه اقیانوس آرام در میانههای قرن بیستم مرتبط است، اما از آن نیز فراتر میرود. درحالیکه سینمای جهان سوم پیوند سستی با فرایندهای استعمارزدایی و ملتسازی دارد و اساساً متکی بر فیلمسازی صنعتی است، سینمای سوم اصطلاحی به لحاظ زیباییشناسیْ معنامند و واجد بار ایدئولوژیکی است که نقطهنظری مستقل و …
مقاله پیش رو پیش از مرگ آندری ژوافسکی نوشته شده است. فیلمهای بیمثال او را میشود در برنامه «فیلم کامنت انتخاب میکند» در مرکز انجمن فیلم لینکلن تماشا کرد، برنامهای که از جمعه آغاز میشود و مزین به حضور همکاران ژوافسکی یعنی آندری کورزینسکی آهنگساز، آندری یاروشویچ فیلمبردار، جاناتان ژنه بازیگر و دانیل برد، کارشناس سینماست.