کارنه، با پرهور و بی او، در کار ساختنِ استعارههای بیمأوایی بود. استعارهٔ بیمأواییِ آدمهاش از همان نخستین فیلم بلندش، ژنی (1936)، در چشماندازهای بندرگاه، و کافههای کارگری نزدیکِ آن تعین یافته بود. خلوتِ آن کافهها میانپردهٔ مستعجلی از احساس سکونت بود، جایی که دلدادههای او میتوانستند دمی قرار گیرند. اگرچه آنجا هم با محیط بیگانه بودند و حضورشان در میان مشتریان ثابت کافه غربتی میآورد. هتل و ایستگاه قطار دو استعارهٔ دیگر از همان معنی بودند که در دیگر …
در نظرسنجی سال 2002 مجلهی سایت اند ساوند برای انتخاب ده فیلم برتر تاریخ سینما، یک موزیکال هم در فهرست نهایی قرار گرفت: آواز در باران (1952) ساختهی استنلی دانن و جین کلی. بدون انکار گیرایی فراوان آن فیلم، موزیکالی که یک سال بعد اکران شد (و در نظرسنجی سایت اند ساوند، حتی یک رأی هم نیاورد) شاید بیشتر ارزش چنان تعریف و تمجیدهایی را داشت: کاروان موفقیت. این دو فیلم چند نقطهی مشترک دارند: هردو موزیکالهایی پشتصحنهای هستند که …
یادداشت اوّل: «بوستون، مدّتی قبل.» آن «مدت» برمیگردد به 1975، امّا سالهای بینابین از طریق نشانههای اثیریْ مدام حیّوحاضرند. چیزی عوض نشده، چیزی عوض نخواهد شد و صدای فرانک کاستلو (جک نیکلسون) هم هست که ما را به درون این ماندگاری ببرد. صدایی که بسیار دهشتناک و خداگونه میشود بخاطر این واقعیت که چهرهای پیدا نیست. دقیقهای نمیگذرد که حرف «ن» و حرف «گ» (مثل واژهی «گینه») از راه میرسند و از روی سطح صحنهی فیلمِ خبریِ رنگِروـرفته سُر میخورند. …
واکنش به هنگکنگ معاصر، به این دولتشهر شلوغ و متراکم و پرهیاهو و همیشه بیدار، موتور محرک تعداد زیادی از فیلمهای هنگکنگی در دو سه دههی گذشته بوده، گرچه شکل این واکنش و نحوهی پرداخت سینمایی آن هرگز یکسان نبوده است. بسته به دورهها و فیلمسازان مختلف، هنگکنگ تصویر و تصور سینمایی خاص خود را پیدا کرده: در پسِ تصاویر قهرمانانه و گانگستری جان وو به یک شکل، در ملودرامهای اجتماعیِ آن هویی به شکلی دیگر. حتی در میان موج …