اول، چهرهی زنی جوان را داریم، لوسی موئیر (جین تیرنی) با حالت صورتی که گویای انتظاری است کمابیش روشن از امر غیرمنتظره. دکور: دریا؛ ساحل؛ خانهی ویلاییِ اجارهای که نیرویی فراطبیعی تسخیرش کرده. من همیشه شیفتهی موضوعات فراطبیعی بودم و منظورم از همیشه، از بچگی است.
کِن و رِی دو نفر از اعضای آدمکشان حرفهای ایرلندیتبار (شاید IRA) پس از انجام یکی از مأموریتهایشان به بروژ گریختهاند. شهری قرون وسطایی در بلژیک. آنها منتظر تماس هری هستند، سرکرده و فرماندهی گروه. هری تماس میگیرد. دستور روشن است: کِن میباید در اولین فرصت رِی را بکشد. او در مأموریت آخر خود باعث مرگ پسرکی شده و این مغایر اصول هری است.
درحالیکه گفتار رایج سینمایی در ایران به شکل روزافزونی بر لزوم توجه هرچه بیشتر به فیلمهای اجتماعی تأکید دارد، به اینکه فیلمها باید تصویری واقعی از اجتماع و معضلات اجتماعی را عرضه کنند و حاوی پیام و نکات آموزشی برای تماشاگر باشند، اکثر کارگردانها نیز در عین حال فیلمهای خود را اجتماعی میخوانند؛ آنها میگویند فیلم ما تصویری از اجتماعی است که در آن زندگی میکنیم. پارادوکس فوق از کجا سر برمیآورد؟ چطور در شرایطی که اکثر فیلمهای سینمای ایران …
پایان فیلم همشهری کین ــ نه آخرین تصویر که تابلو «ورود غریبه ممنوع» به پرچین مزرعه آویخته، بلکه آشکار شدن معنی رُزباد ــ یکی از معروفترین صحنههای سینماست. این اظهارنظر تا ابد ادامه خواهد داشت، در موردش نوشته شده و تقلیدهای ناشیانه از روی آن ساخته شده است. من این صحنه را از بَرَم. با این حال هر بار، مرا تحت تأثیر قرار میدهد. هر بار سورتمه را میبینم که در آتش انداخته شده، لرزشی در تنم حس میکنم. از …