هر فیلم خوبی، چه بهصراحت اینرا اعلام کند و چه نه، با خود پیشنهادهایی دارد برای پاسخ به سؤالهای مهمی همچون «چرا ساخته شده» و «تماشگر چطور باید تماشایش کند». در واقع با چنین پیشنهادهاییست که یک فیلم مشخص میکند چه انتظاراتی از تماشاگرش دارد، چقدر به او فکر کرده و او را در کجا نشانده است. در آن سنت نقادی که با نامهایی چون بازن شناخته میشد، بخش مهمی از کار منتقد درگیر شدن نظری با این پیشنهادها و …
پابلو لارایین، فیلم به فیلم پلیدی روح انسان را دنبال کرده است؛ چه آنجا که در تونی مانرو عشق به جان تراولتا را با بیانیهای سیاسی/اجتماعی ترکیب کرد و چه در کالبدشکافی و نَه که رخنه کردن شر در میان آدمهای معمولی را با تنشهای سیاسی همراه ساخت و مرز میان شر بودن سیاسیون و خیر بودن آدمهای معمولی را برداشت. لارایین اهل خطکشیهای مرسوم نیست، در نظر او اهل سیاست همانقدر میتواند شر باشد که آدمی عادی مثل رائول …
آیا هرگز زمان مناسبی برای عرضهی فیلمی از دی پالما وجود دارد؟ او یکی از معدود فعالان عرصهی کارگردانیست که عکسالعملهای شدیدی را در بین عامهی مشکلپسند برمیانگیزد: با ستایشهایی که به اندازهی نکوهشها تندوتیز (و حتی به همان اندازه مرگبار) هستند. ما منتقدان تصور میکنیم شقاقی که بین سلایقمان وجود دارد، بطور کلی نشاندهندهی دوگانگیهای مشابهی در عرصهی عمومی نیز هست، اما شک دارم که مخاطب عام در مورد دی پالما جرّوبحث را اساساً مفید بداند. (ژان رنو در …
«خیلی دوست داشتم رنگ آبی به خاطرم میآمد، اما رنگ سبز به یادم میآید. آسمان آبی است، نه؟» این را قهرمان زن (الیزابت هارتمن) تکهای آبی میگوید که عاشق سیدنی پواتیه است و به خاطر نابیناییاش نمیداند پوست او چه رنگی است. این ملودرام اجتماعی که در سال 1965 به کارگردانی گای گرین ساخته شده و اسکار بهترین نقش مکمل زن را برای شلی وینترز به ارمغان آورد، فیلمی سیاهوسفید است. با این حال از دو دهه قبل، کمدیموزیکالها و …