گفتن از سینمای ژان ـ پیر ملویل بدون نام بردن از سیستم تولید و به ویژه استودیوی فیلم سازی استثنایی او ناممکن است. اما آن چیزی که استودیوی فیلم سازی ملویل و یا به عبارتی دقیق تر «استودیو های ژِنِر» را منحصر بفرد می کند نه گستردگی فضا و نه بی مانندی تجهیزات فنی است که سال ها پیشتر، همزمان و پیش از جنگ جهانی دوم، استودیوهای نام دار و پیشرفتۀ فرانسوی همچون استودیوی سَن دُنی و یا استودیوی ژُئَن- …
ؤیلیام جیمز در آخرین کتاب خود مینویسد: باید تنهای تنها در پستو نشست، درها را بست، و فکر کرد به واقعیت در پستو بودن، به شکل نامأنوس و غریب بدن در تاریکی (که به گفتهی استیونسن باعث ترس کودکان میشود)، و به ویژگیهای عجیب بدنمان. باید به جزئیات بیاندیشیم به همان اندازه که به کلیت واقعیت هستی میاندیشیم، و آنگاه میبینیم که فقط مأنوس بودن است که مانع اندیشیدن میشود. نه تنها اینکه چرا هر چیزی هست، بلکه اینکه چرا …
در سکانسی از فیلم خانهای که جک ساخت تازهترین اثرِ لارس فُنتریه، سینماگر مؤلف مناقشهبرانگیزِ دانمارکی که در همان اکران نخست در فستیوال کن بیش از صد نفر را از سالن سینما فراری داد، جایی در میانۀ «حادثۀ چهارم»، جک (با بازی مت دیلون) بر پلههای خانۀ دختر/قربانی جوان (رایلی کیو) نشسته است و از روی استیصال اشک میریزد؛ یکی از دو صحنۀ گریستن و عملاً بروز عواطف انسانی این مرد عجیب و نامتعارف در طی تمام زمان فیلم. همان …
قسمت اول از فصل چهارم سریال بازی تاجوتخت، با عنوان «دو شمشیر»، با نوای وینترفل آغاز میشود و درحالیکه تایوین لنیستر را میبینیم که سرگرم نابود کردن آخرین آثار بهجامانده از استارکهاست، نوای «بارانهای کاستامیر» به شکل پیتزیکاتزو زیر ملودی اصلی شکل میگیرد و نهایتاً وینترفل را به زیر میکشد و خودش ملودی غالب صحنه میشود…