مقدمۀ مترجم: تماشای فیلم بوهمین راپسودی، با تمام مشکلات بزرگ و کوچکش، و سطحینگری کودکانهاش در مواجهه با عمق شخصیت فِرِدی مرکوری، تجربه سینمایی لذتبخشی است، تجربهای همراه با اشکها و لبخندها و به لطف مایک مایرز، در نقش ری فوستر (مردی که کوئین را از دست داد)، لحظاتی قهقهه و البته پر از بالا و پایین پریدنها.
برخی از گروهها هستند که انگار تلاش برای به تصویر کشیدنشان در یک برداشت سینمایی بیشتر به چالشی میماند برای محک زدن …
زودیاک هم مثل فیلم دیگری که پنجاه سال زودتر در سانفرانسیسکو فیلمبرداری شده، چندان بر عظمتش تأکید نمیکند. این به آن معناست که نه استاد تعلیق در سال 1958 و نه نابغهی قلمرو دیجیتال در سال 2007 هدفشان خلق «سینمای هنری» نبود، اما با غرق شدنِ بیقیدوشرط در مادهی خامِ بیواسطهشان و میل به کار خلاق با دستمایهها به همان نتیجه رسیدند. هردو فیلمساز در ردیف وسواسیترین کسانی هستند که تاکنون پشت دوربین ایستادهاند. چیزی در این داستانها هست که …
چینش دراماتیک در فیلمهای ــ متأخر ــ فرهادی بر اساس کاشت و برداشت بوده. نیمی از فیلم به کاشتن نشانه/سرنخ/معادله در قلب روایت و کنش شخصیتها در تقابل با جمع و اجتماع میگذرد تا در موسم برداشت فیلم، در کنار رو کردن بزنگاهی که نادیده مانده، از اتحاد این پارامترها برای اصل غافلگیری استفاده کند. فروشنده هم با این سنّت بیگانه نیست.
از آنجا که اچبیاو در ژوئن 2007 و کانال جیمی در دسامبر همان سال آخرین قسمت سوپرانوها را پخش کردند، انتشار گفتوگویی با دیوید چیس، خالقِ آن مجموعه، در کایه دو سینما بیموقع به نظر میرسد. این تأخیر در وهلهی اول زاییدهی شرایط است: میدانستیم که دیوید چیس به محض اینکه از شر طرحهای پیچیدهی مافیایی خلاص شود زمان بیشتری را در خانهای که چند سال پیش در جنوب فرانسه خریده سپری میکند و منتظر فرصتی بودیم تا در هنگام …