وقتی بچه بودم، پدرم در آپارتمانی در یک تعاونی مسکن در غرب لندن زندگی میکرد. محلهْ روبروی یک ردیف آپارتمان دیگر قرار داشت که به گفته یک دوست خانوادگی قبلاً در آن فیلمی به نام محله ریلینگتون، شماره10 (1970) ساخته بودند. فقط سالها بعد بود که فهمیدم آن آپارتمانهای روبرویی در محدوده محله ریلینگتونِ اصلی ساخته شده بودند و اینکه اتفاقات وحشتناکی در آنجا به وقوع پیوسته بود.
در لندن، همه سرانجام سر از سینما درمیآوریم و در لابلای خاطرات خویش …
پس از پایان فستیوال کن 2017 و بازگشت به پاریس در سیام ماه می 2017 فرصت مناسبی دست داد تا گپوگفتی با محمد حقیقت، منتقد و فیلمساز مقیم پاریس داشته باشم. محمد حقیقت را از سالهای دور با گزارشهای جشنوارهاش که در مجله فیلم منتشر میشد میشناختم. او در عین حال سالها به عنوان مشاور ایرانی فستیوالهای فیلم اروپایی، فیلمسازان ایرانی را در این رویدادهای فرهنگی همراهی میکرده است. او را میشود بهنوعی مخزن اسرار مگوی ماجراهای حضور چند دهه …
اگرچه به حملاتی که توسط افراد «بامعلومات» علیه من انجام میشود، کاملاً عادت دارم و به ندرت آن حملات را سزاوار صرف وقت و جدی گرفتن میدانم، متقاعد شدم که پاسخی به نامهی بیمعنی و گمراهکنندهی میکا روبِنسْتایْن دربارهی تواناییهای موسیقاییام (یا نبود آن) بدهم.
ترجیح دادم که این بار، نهتنها به علت شرارت شخصی و بیدقتیهای فراوان نظرات میکا روبنستاین، بلکه به علتِ مهمترِ جدال در برابر نخبهگرایی موسیقایی که او نمایندهی آن طرز فکر است، از خود دفاع کنم. …
گذشته واقعاً چه شکلی است؟ آیا بازسازی سینمایی گذشته، اعم از مکانها، لباسها، آدمها، روحیات و مهمتر از همه حالوهوای یک دوران دقیقاً منطبق با همان چیز که بوده ممکن است؟ نگاه به گذشته، حتی به گذشتهای که بخت زیستن در آن را هم داشتهایم، نگاهی است با فاصله. حیاط خانهٔ کودکی در عمل همیشه بسیار محقرتر از آن است که در ذهن داشتهایم و میدان بهارستان کوچکتر از چیزی که تظاهراتکنندههای دههٔ سی به یاد میآورند. نگاه به گذشته …