یکی دو سال پیش، وقتی داشتم برای دوست عزیزی با آبوتاب از آخرین سریالهایی که دیده بودم میگفتم، با لبخندی پیروزمند جوابم داد که «یادت هست میگفتی سریال افیون تودههاست؟» دروغ چرا؟ یادم نبود، دیگر برای خودم سریالبینی شده بودم. اما کاملاً میتوانستم خودم را در آن گذشته دورتری تصور کنم که چنین حرفی میزدهام، که سریال و سریالبینی را تحقیر میکردهام. اما بگذارید برای اینکه برسم به روزهای تحقیر سریال، تقویم را به خیلی عقبتر از این حرفها ورق …
مردی پریدهرنگ، با چهرهای گنگ، از میان یک کارخانه مرگ میگذرد. به عنوان صاحبمنصبی در آنجا مشغول به کار است؛ وظیفهاش هدایت بیسروصدای مردم به داخل و خلع لباس آنهاست، و فرستادن آنها به اتاقی، برای بهداشت و نظافت، گویا. وی همواره وظیفهاش را بهدرستی انجام میدهد، یعنی بهسرعت لوازم قیمتی کسانی را برمیدارد که میتوان صدای ضجههایشان و ضربههایشان را بر در اتاق گازی که در آن گرفتار آمدهاند شنید. دقایقی بعد اجساد عریانشان را کشانکشان بیرون برده و …
مقدمه: دیدار با آدمکش تازهترین شاهکار فیلمساز بزرگ تایوانی، هو شیائوـشین، از زمان نمایش نخستش در کنِ پارسال مجموعهای از بحثها را ــ بخصوص نزد منتقدان و تماشاگرانی که با کارهای فیلمساز آشنا نبودند ــ رقم زد. برای مخالفان، فیلم به لحاظ بصری قابل توجه اما تهی در داستان یا روایت بود. اما ما در این پرونده بر غنای داستانی و روایی فیلم تأکید کردهایم و بر نگاه یکه هو به داستانگویی. در مقاله اول کوشیدم دستاورد فیلم در کار …
بهیقین مدرکی گواه بر این هست که روانشناسی، و بطور خاص برداشتهای همهگیر از گفتار میان روانکاو و بیمار، نقشی مهم را در شیوههای ما برای تعریف، فهم و دگردیسی خویشتنهای مدرنمان بازی میکند. از این گذشته، این فرایند در شماری از فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی همچون این را تحلیل کن (Analyse This)، رو به نشان گروس (Grosse Point Blank) و سوپرانوها کاوش میشود، که همهی آنها تبهکاران و گنگسترهای در حال ورود به درون جهان بهنسبت پیرامونیِ رواندرمانی …