نیویورک؛ صبح روزِ نمایش سایۀ زنان در جشنوارۀ فیلم نیویورک؛ همینجاست که فیلیپ گرل از مرگ شانتال آکرمن آگاه میشود. شب، به بهانۀ معرفی فیلم برای تماشاگران نیویورکی، با تأثر در رثای کسی حرف میزند که یکی از پنج سینماگر همنسلی به شمار میرود که گرل آنها را در وزارتخانههای هنر (1988) گردهم آورده است. ایضاً، در همین نیویورک است که واپسین فیلم آکرمن این یک فیلم خانگی نیست را کشف میکند. فردای آن روز، فیلیپ گرل با ما به …
ماراتن ده روزه جشنواره فجر روزهای خوشی برای سینمادوستهاست. البته گاهی دیدن تعداد زیادی فیلم در زمانی کوتاه یا پایینتر آمدن سطح کیفی فیلمها از حد نصاب معمول هر ساله باعث عوارض جانبی هم میشود، اما سینمادوستان سال بعد هم باز برای دیدن فیلمها صف میبندند یا برای زودتر گرفتن کارت کاخ جشنواره یا پیشفروش بلیتها پرسوجو میکنند. وسوسه دیدن فیلمها در اولین نمایش شاید حتی با لذت فوتبالدوستها از پخش زنده مسابقات قابل مقایسه باشد. جشنواره فجر هم هر …
درحالیکه گفتار رایج سینمایی در ایران به شکل روزافزونی بر لزوم توجه هرچه بیشتر به فیلمهای اجتماعی تأکید دارد، به اینکه فیلمها باید تصویری واقعی از اجتماع و معضلات اجتماعی را عرضه کنند و حاوی پیام و نکات آموزشی برای تماشاگر باشند، اکثر کارگردانها نیز در عین حال فیلمهای خود را اجتماعی میخوانند؛ آنها میگویند فیلم ما تصویری از اجتماعی است که در آن زندگی میکنیم. پارادوکس فوق از کجا سر برمیآورد؟ چطور در شرایطی که اکثر فیلمهای سینمای ایران …
خوشههای ابر در دور و بندِ رختی در باد. نمای اول فیلم، قابی است ایستا از این چشمانداز. چند لحظه بعد چند نظامی به همراه سه ژندهپوش با سرهایی خونین وارد قاب میشوند. دوربین آنها را از پشت سر تعقیب میکند. در عمق میدان چوبهی داری برپاست. آلمانها، روستایی در بلاروس را اشغال کردهاند. کسی اطلاعیهای را در لزوم همکاریِ اهالی با آلمانها برای بازسازی بلاروس میخواند. میخواهند آنسه را به جرم خرابکاری به دار آویزند. دوربین رهایشان میکند و …