سرانجام، مجله «فیلمخانه» پس از سفری ۸ ساله و عبور از مسیرهای پر پیچوخم و گوناگون به سلامت، به ایستگاه بیستوششم رسید. برای شمارهی پیشرو، موضوع و ایدهی «سفر» را انتخاب کردیم؛ تجربهای که هم برای خودمان هیجانانگیز بود و هم برای مجله تازگی داشت. پیش از این، به سینما و فیلمهای متنوع از خلال یک تِم واحد نگاه نکرده بودیم؛ و همین امر این امکان را برایمان فرآهم آورد تا خود و آثار سینمایی را به گونهای دیگر محک …
انسانهایی تنها، ناآرام، پریشان و آمادهی رویارویی با یک موقعیتِ بحرانی، قهرمانهای آشنای سینمای داردنها را میسازند، کاراکترهایی بهیادماندنی که با منشِ خاصِ خود، با آن ریزهکاریهای رفتاری و با لباسها و اشیای مخصوص به خود، آرام آرام در ذهنِ تماشاگر جای میگیرند و خارج از جهانِ فیلم به زندگیِ خود ادامه میدهند، رُزتا، برونوی بچه، لورنای سکوت لورنا، سیریلِ پسری با دوچرخه، و حالا ساندرای دو روز و یک شب.
پس از سالها کش و قوس در دولتهای مختلف بر سر سیاستی مشخص برای اکران فیلمهای خارج از جریان اصلی، به نظر میرسد که بالاخره در دولت جدید برنامهای منسجم برای این امر طراحی شده و از چندی پیش ذیل عنوان «سینمای هنر و تجربه» به اجرا درآمده است.
از زمان اعلام فراخوان گروه سینمایی هنر و تجربه بیش از ۷۰ فیلم سینمایی، ۲ انیمیشن، ۳۰ فیلم مستند و ۱۱۰ فیلم کوتاه برای اکران در این گروه اعلام آمادگی کردهاند. اعضای …
ژانـلوئی ترینتینان، بازیگری با لبخند ِیک قاتل و صدایی سودایی، عمر دراز حرفهی خود را با ایفای نقشِ یک عاشق آغاز کرد. کمحرف و مشتاق، در نقش خواستگارِ خجالتیِ بریژیت باردو در فیلم و خدا زن را آفرید (روژه وادیم، 1956) که درواقع حضورِ چندان پُراهمیتی برای او نبود. در فیلم آتش و یخ (آلن کاوالیه، 1962)، او یک راستگرای فاسد بود که به شکلی خشونتبار با رُمی اشنایدر رفتار میکرد، اما نقشی که او را به سوی یک شخصیت …