هر فیلمسازِ جوانی لزوماً «جوان» نیست. پیش از آن که لوسییِن کَستِینگ-تیلِر ساختنِ علفِ شیرین را به همراهیِ الیزا بارباَش کامل کند، کارنامهی قابلِ توجهی را شکل داده بود: بهعنوانِ دانشجوی مردمشناسی (در دانشگاهِ یو.اس.سی. تحتِ نظرِ تیموتی اَش درس خواند و از برکلی دکترایش را گرفت)؛ سردبیر (دبیرِ پایهگذارِ مجلهی ویژوال انثروپولوجیکال ریویو بود و نیز ویراستارِ کتابهای تئوریِ تصویرسازی
در سال 1973 گذارم به مانیومنت ولی افتاد، ناحیهای از سکونتگاه [سرخپوستان] ناواجو، با آن زیبایی سهمگینش، که جان وین و جان فورد شماری از مشهورترین وسترنهایشان را در آن ساختند، آثاری نظیر دلیجان، دختری با روبان زرد، و جویندگان. آنجا به جوان سرخپوستی برخوردم که تازه از خدمت در ویتنام برگشته بود و هنوز اُوِرکت نظامیاش را به تن داشت. نظرش را دربارۀ فورد پرسیدم و پاسخ داد: «همون پیرمردی که یک چشمش چشمبند داره؟ خوبه».
بعد نظرش را دربارۀ …
نام جرج گرشوین موجی از خاطرات نوستالژیک دوران طلایی جَز و دههی غرّانِ بیست آمریکا را به همراه دارد؛ سمفونیها و اپراها، قطعات سولوی پیانو، موزیکالهای برادوی و هالیوود. موسیقی گرشوین در واقع خوانش و تلفیق او از جَز، موسیقی کلاسیک اروپایی و موسیقی سیاهان بود که به پشتوانهی ملودیهای دلچسب و ماندگارش در ذهن و الگوهای ریتمیک دقیق و پیچیده، بدل به بنایی استوار شد. گرشوین نابغهای طغیانگر بود که مدرسه را در پانزده سالگی رها کرده بود و …
چرخِ (1923) ابل گانس همچنان جوان است و غریب. به جوانی همان روزهایی در 1924 که ژان اِپشتاینِ نابغه، «بنای عظیم سینمای فرانسه» خواندش و به غرابت همان روزی از دسامبر 1922 که ششهزار نفر در سالنِ گومونـپالاسِ پاریس حیران و شگفتزده به تماشای (در آن موقع) نُهساعتهٔ تصاویرش نشستند که قرار بود مرثیهای برای «مرگ» باشد و نرسیدن. گویی که سرنوشت این فیلم جوان از همان آغاز با «جاافتادگی»اش رقم خورده بود. جوانی و جاافتادگی، آغاز و مرگ. و …