ما چه جایگاهی برای مایکل پوئل قائلیم که در آن جایی هم برای همکار و تصویر آینهایِ کژ و کوژِ او اِمِریک پرسبرگر در نظر گرفته شده باشد؟ پوئل وزنهای تعیینکننده در سینمای بریتانیا بود، بین ورودش به این سینما در جنوب فرانسه در سال 1925 به عنوان بچهپادوی کارگردان هالیوودی رکس اینگرام و ترک آن، تقریباً پنجاه سال بعد، با دو فیلم بلند که در استرالیا ساخته شد و فیلم کوتاهی برای بنیاد سینمایی کودکان بریتانیا.
ولی هرگز تعریفی از …
مایکل آلمریدا همیشه علاقه به بازی در زمینی تازه دارد: از تماشای آدمهایش در میان تصاویری سیاهوسفید و اشباعشده با پیکسلهای فراوان در دختری دیگر، سیارهای دیگر (1992) گرفته تا درام خونآشامی نامتعارفش نادیا (1994) که انگار همآمیزی سینمای هال هارتلی بود با دیوید لینچ؛ از احضار شکسپیر در نیویورک قرن بیستویکم در هملت (2000) گرفته تا همین تجربه جدیدش آزمایشگر (2014) که آزمایشها و زندگی یکی از مشهورترین روانشناسان اجتماعی قرن بیستم استنلی میلگرام را به تصویر میکشد.
مقدمه: کایه دو سینما تابستان گذشته، هفتصد شمارگیاش را به شیوهی تازهای جشن گرفت. البته پیش از این هم، هر شمارهی مضرب صد، به یک جشنِ ویژه بدل شده بود. گاه از سینماگران محبوبِ مجله خواسته شده بود تا خود سکّان شمارهی ویژه را بهدست بگیرند: گدار (شمارهی 300)، وندرس (شمارهی 400) و اسکورسیزی (شمارهی 500). اینبار اما، ایدهای هم فراگیر و هم متمرکز به میان آمد؛ فراگیر از نظر طیف مشارکتکنندگان در ویژهنامه، و متمرکز بر جایگاهِ راستین سینما …
هر کس که خواهان اطلاعات دقیق دربارهی فیلمهای آسترـراجرز است باید به سراغ اثر محققانهی تحسینبرانگیزِ آرلن کروک کتاب فرد آستر و جینجر راجرز برود. من اینجا فقط تا جایی از این اثر وام میگیرم که نقطهی عزیمتی برای ایجاد برداشتی از فیلمهایی شکل گیرد که مثل معجونهایی طبق فرمولهای دستوپاگیر ساخته شدهاند و رنگ و بویی آئینی دارند.
بین سالهای 1933 و 1939 آستر و راجرز به اتفاق هم نُه فیلم برای کمپانی آرکِیاُ (RKO) ساختند (به اضافهی مؤخرهای با …