شهر پاریس چندین برابر کوچکتر از تهران، و بسیار فشرده و تودرتوست. با این حال خطوط متروی آن چندین برابر تهران است. حدود بیست خط مترو و چند خط ترن و تراموا با کلی اتوبوس. یک حملونقل عمومی تمامعیار که جزءِ ذاتی یک متروپل است. در هر کجای پاریس باشید با اولین ایستگاه مترو، ترن و یا اتوبوس فاصلهٔ چندانی نیست و با یک پیادهروی مختصر به آن میرسید. راهروهای تودرتو و هیجانانگیز مترو پاریس مملو از تبلیغات کالاها، خدمات …
چه اتفاقی برای اِچبیاو افتاده است؟ این شبکه با تمام شدن سوپرانوها و ریسمان جای خود را در تولید سریالهای داستانی با کیفیت بالا به شبکههای کابلی کوچکی مثل اِیاِمسی (مردانِ خیابانِ منهتن) دادهاست. اگر اِچبیاو هنوز بیشترین تعداد جوایز اِمی را صاحب میشود، به دلیل برنامههای خاص است: فیلمهای تلویزیونی و مینیسریالها. شاید اکنون زمان آن رسیده است که شعار قدیمی شبکه را دوباره بخوانیم: «اگر این تلویزیون نیست، اِچبیاو است.» پس شاید معنی شعار به سادگی این است …
موزهی فیلم مونیخ [در سال 2012] به مناسبت هفتادوپنجمین زادروز بنیانگذار سینمای نوین آلمان، چهارده فیلم بلند و شانزده فیلم کوتاه از مجموعه آثار الکساندر کلوگه میان سالهای 1960 تا 1986 را اکران کرد. کلوگه افزون بر اینکه از کارگردانان نامدار «سینمای مولّف» (Autorenfilm) به شمار میرود، نویسنده و نظریهپرداز بزرگی است که در کارنامهاش چندین نظریهی اجتماعی، دهها فیلم و صدها داستان کوتاه و برنامههای تلویزیونی را به ثبت رسانده است. او در اوایل دوران حرفهای خود، تحت تأثیر …
اما چه خبر از سینمای معاصر آلمان؟ وارثان «سینمای نوین دههی هفتاد»، و ادامهدهندگان راه فاسبیندر، وندرس، هرتسوگ و کلوگه، امروز در چه حالند؟ اصلاً آیا ادامهدهندهای هست؟ و اگر هست، چرا نهفقط در میان ما فارسیزبانان، که حتی در میان غربیها و بیرون از مرزهای آلمان نیز، این «وارثان» احتمالی آنچنان که باید قدر ندیدهاند؟ از مارکو اَبل، یکی از بهترین شارحان (و شاید مهمترین تئوریسین جدی) سینمای معاصر آلمان در فضای انگلیسیزبان، کمک بگیریم کهمعتقد است آنچه مخاطب …