این پرونده شاید از یک نظر بازگشتی باشد به پروندهی «پنجره عقبیِ» شماره یکم فیلمخانه و بسط ایدههایی پیرامون یکی از دو قطب آمریکا/اروپای آن. به هر حال سینمای عامهپسند (پاپیولار) بخش قابل توجهی از تاریخ سینمای آمریکا را شکل داده است. اینجا سؤالی مشخصتر را طرح کردیم: چطور میتوانیم با سینمای عامهپسند مواجه شویم؟ از یک زاویهی دید «روشنفکرانه» با دغدغهی فرهنگ والا سخت نیست انکار و سرزنش کلیّت این سینما، اما پای نمونههای موردی که پیش بیاید میبینیم …
یک ادای دین سینمایی فرد اعلی ــ بخوانید بارُک ــ به یک دوستِ ازدسترفته، به مردی با زیستی ویکتوریایی در قرن بیستویکم. فیلمساز جوان آرژانتینی، گاستون سولنیکی، صمیمیترین، نابهنگامترین و به قول خودش گوتیکترین دوستش را در اتریش از دست داده. دوستی که گویی متعلق به عصری دیگر بوده: از ایمیل استفاده نمیکرده، در عوض نامه مینوشته و کارتپستال میفرستاده، و این کارها را نه از روی تبختر و دلبستگی به بورژوازی، بلکه کاری عادی و هر روزه میدانسته.
مقدمه: هونگ سانگسو فیلمسازی کُرهای است اما تبارش به اریک رومر میرسد. فیلمهایش ساده، اما جریانیافته از غنای احساسی و پیچیدگی موقعیتهای آدمهاییاند که بر سر انتخابهای روزمرهشان واماندهاند. با هر فیلمِ تازهی هونگ ــ که همزمان فرمالیست و اومانیست است ــ شاهد گسترش جهانی هستیم که بر تجربههای پیشین فیلمساز بنا میشود و پرسشهای استتیک و تماتیک آنها را بسط میدهد. پیشتر در شمارهی 6 به در سرزمین دیگر او پرداخته بودیم و حالا نمایش تقریباً همزمان دو فیلم …
حیات حرفهای مانوئل دو اُلیوِیرا، که زمانی شروع شد که سینما تازه نخستین گامهایش را برداشته بود و سپس به مدت نُه دهه به درازا انجامید، یک مورد استثنائی است. این طول عمر خارقالعاده آثار او را به نمایی کلّی از تمام تغییرات تکنیکی و زیباییشناسانهای بدل کرده است که فرم سینماتوگرافیک را تعین بخشیدهاند و خودِ او را به شاهد فعّال و سازشناپذیرِ زمانهاش. بنابراین، آثار او توأمان هم فشردهای از تاریخ سینما هستند و هم سنتزی از رابطه …