Slide 5
درباره‌ی سریال فارگو
previous arrow
next arrow

یک اتفاق ساده

کمدی رمانتیک‌های نورا افرون

در همان دقایق اول با موسیقی جَزی آرام، پاورچین‌پاورچین، مثل رقصی شوخ به صحنه‌ای عاشقانه در خیابان پا می‌گذاریم. ماشین لیمویی و تمیز سالی وارد این خلوت بی‌خبر و شاعرانه می‌شود؛ با ترمزی کُند، نگاهی کمرو به بوسه‌ی گرم دو عاشق و بالاخره سرفه‌ای معذب برای اعلام حضورش که پاکْ آن حالِ ابدی را زهرمار دوستانش می‌کند. آماندا بهتر بود می‌دانست که اگر قرار باشد کسی دوست‌پسرش (هَری) را به نیویورک برساند، رفیقش سالی گزینۀ خوبی نیست. آخر هری برنز، …

درباره‌ی سروصداهای همسایگی ساخته‌ی کلِبِر مندونسا فیلیو

سر‌و‌صدا؛ چیزی که در طول دو سال سفرهای بی‌وقفه‌ی جشنواره‌ایِ نخستین فیلم کلِبِر مندونسا فیلیو، سروصداهای همسایگی، کم به گوش رسیده است. این فیلم که امضای یک منتقد قدیمی و کارگردانِ چندین و چند فیلم کوتاه بسیار شاخص پای آن خورده، پرچمدار «مکتب» غیررسمی «رسیف» است؛ پنجمین اَبَرشهر برزیل و مکانی که چندی پیش در «اطلس کوچک راهنما»ی کایه دو سینما (شماره‌ی 655، آوریل 2010) [بررسی سینمای الجزایر، چین، روسیه و برزیل] نیز به آن اشاره کردیم.
نویسنده: کویینتین
کریستی پویو فیلمساز منحصربه‌فردی است. کسی که قدم به راهی ناشناخته گذاشته و آینده‌ای نامعلوم دارد. ما هنوز هم نمی‌دانیم که چگونه باید در مورد دو فیلم آخر وی، دو شاهکار، یعنی مرگ آقای لازارسکو (2004) و آرورا (2010) صحبت کنیم و هیچ ایده‌ای هم نداریم که قدم بعدی وی چه خواهد بود یا بلندپروازی‌هایش در نهایت به کجا خواهد رسید.
نویسنده: ژاک لو ریده
مترجم: سوفیا مسافر
فاوستِ ساکوروف همچون ساخته‌ی سال 1926 مورنائو آغاز می‌شود؛ با «پیشگفتاری در آسمان» در میان ابرها. اما اینجا آسمان خالی‌ست: نه خدا، نه لشکریان آسمانی، نه مفیستوفلس هیچکدام ظاهر نمی‌شوند. تنها آینه‌ای در میان ابرهای انبوه شناور است. ارجاع به آینه‌ی جادویی در صحنه‌ی «آشپزخانه‌ی جادوگر.» اما این آینه تهی‌ست. بعدتر، بلندای آسمانِ دهکده‌ی مارگریت، باز هم مورنائو را به یاد می‌آورد.

جدیدترین ریویوها

error: