انزوا. انزوای مردان و گاهی زنانی که از پایبندی به یک مکان، یک نقش، یک هویت ثابت سر باز زدند. وقتی پسربچه بودم، چندسالی به زندگیام پا گذاشتند ــ نجاران، پرستاران کودک، مشاوران، بیماران روانی. برخی از آنها آموزگارانم بودند.
خوشحال بودند یا ناراحت، مهربان یا بدجنس؟ هیچکدام. آنها از گزینههایی که پیش رویشان قرار داده شده بود ناراضی بودند. آنها در واقع از نارضایتیشان آگاه و در پی یافتن راهی بودند تا طبق این آگاهی اقدام کنند. اکنون در سال …
آپیچاتْپونگ ویراسِتاکول شاید بیشتر از سایرِ برندگان تاریخِ جشنوارهی کن، در کل کرهی زمین همنام داشته باشد. اما مهم نیست چقدر اسمِ «جو» یا «جویی» (آنطور که خودش این روزها ترجیح میدهد بهجای لقبش به کار ببرد) ممکن است «معمولی» به نظر برسد، چون در این چند سال هرگز ذرهای از شور و حرارتِ دلچسب و درخششِ شورانگیزِ «جوییِ» برندهی کن کم نشده است.
جایی در اواخر فیلم، زمانی که اَنور کُنگو در برابر دوربین جاشوآ اُپنهایمر نشسته و به تصویر خودش در تلویزیون خیره شده در شرایطی که نقش یکی از قربانیها را در حال شکنجه شدن بازی میکند، خطاب به دوربین میگوید: «میتونم احساس مردمی رو که شکنجه میکردم، حس کنم.» در همین لحظه، جاشوآ دخالت میکند و با لحنی آرام و باوقار پاسخ میدهد که ایندو فرسنگها با هم تفاوت دارند، چراکه تو میدانی این تنها یک فیلم است، درحالیکه آنها …
در نظرسنجی سال 2002 مجلهی سایت اند ساوند برای انتخاب ده فیلم برتر تاریخ سینما، یک موزیکال هم در فهرست نهایی قرار گرفت: آواز در باران (1952) ساختهی استنلی دانن و جین کلی. بدون انکار گیرایی فراوان آن فیلم، موزیکالی که یک سال بعد اکران شد (و در نظرسنجی سایت اند ساوند، حتی یک رأی هم نیاورد) شاید بیشتر ارزش چنان تعریف و تمجیدهایی را داشت: کاروان موفقیت. این دو فیلم چند نقطهی مشترک دارند: هردو موزیکالهایی پشتصحنهای هستند که …