بیستوپنجمین شماره مجله فیلمخانه ویژهنامهایست که به موضوع سینمای کمدی رمانتیک میپردازد. ولی چرا سینمای«کمدی رمانتیک»؟ آن هم درست در این «وضعیت»؟ خب چرا که نه؟! بعید میدانم در رجوع به تاریخ سینما «ژانری» بکرتر و تروتازهتر از کمدی رمانتیک بیابیم. چاپلین را در رینگ بوکس فیلم روشناییهای شهر به یاد میآورید؟ یادتان میآید برای به دست آوردن پول برای کمک به دختر گلفروش خندهدارترین صحنه تاریخ سینما را در رینگ بوکس خلق کرد؟ خب این چه ژانریست که هم خنده را بر لبانتان و هم اشک را از چشمانتان سرازیر میکند. این چه ژانر اسکیزوفرنیک و دو شخصیتیای است که هر سکانسش مود عوض میکند. اگر بخواهیم کمی با واژه اسکیزوفرنی و بیماری دوشخصیتی بازیگوشی کنیم، باید بگوییم که اساساً این خود سینماست که دوشخصیتی شده است. عدهای آن را صنعت و سرگرمی میدانند و عدهای آن را هنر. و نکته عجیب و غریب ماجرا اینجاست که بهترین فیلمهای تاریخ سینما درست در لحظهای تولید شدند که هنوز خبری و حرف چندانی از «هنر سینما» نبود و هر آنچه بود، صنعت و کمپانی و سرگرمی بود.
بایگانی دسته:[رایگان]
خیلی بهمان خوش گذشت
ترمیم نسخه سیوپنج میلیمتری فیلم لیلا و اکران دوبارهاش در گروه سینمایی «هنروتجربه»، فرصت مناسبی بود برای نشستن پای صحبتهای فریار جواهریان، طراح صحنه فیلم لیلا. به باور خیلیها بهترین دوره فیلمسازی داریوش مهرجویی همان ده فیلم دوره میانیست، از اجارهنشینها تا درخت گلابی. دورهای که همسر سابقش فریار جواهریان، معمار و طراح سرشناس ایرانی همراهش بود. او طراحی صحنه این ده فیلم مهم را بر عهده داشت. انتخاب و طراحی آن خانهها با حالوهوایی ایرانی و مدرن را کمتر کسی است که از یاد برده باشد. گفتگو در یکی از روزهای نیمهبرفی زمستانی در دفتر معماری ایشان در خیابان میرداماد انجام شد. موقع نهار بود و طراح باسلیقه در آشپزخانه دنج دفتر نشسته بود. آشپزخانهای دنج به سبک آشپزخانههای فیلمهای مهرجویی. خب، این میزانسن و لوکیشن گرم و مطبوع مهرجوییوار و جواهریانوار بهانه خوبی بود برای آغاز گفتگو.